سوختم..شکستم..
چیزی نماند از من..
جز ناله هایم ...جز هق هق شبانه ام
آه سوختم..دردناک است...
حتی اشک هایم هم نتوانست شعله های این جدایی
را خاموش کند...
هیزوم وجودم سوخت و خاکستر شد
ای نسیم آمدنت
و ای طوفان رفتنت
خاکسترم راباخود نبر..میترسم
میترسم...
گرد خاکسترم برروی عالم بپاشد واین درد
دامانشان را بسوزاند
آری خاکسترم هم درد دارد..
برچسب:
نویسنده: طاها کاظمی