ای نوشته روی قلبم نام تو

متن مرتبط با «مرگ شیرین و فرهاد» در سایت ای نوشته روی قلبم نام تو نوشته شده است

وعده ی ما

  • نیلوبلاگ

    ما با خود وعده کرده ایم...که در خیس ترین صبحی که در آن خورشید نقشی نخواهد داشت...زیر چتری که بر سقفش هزاران قطره از باران ...و بارانی که هزاران بوسه به آن بدهکاریم...به دیدار هم برویم...و اینک من مانده ام و رد پایی از تو ...که باران آن را هم با خود می شوید و پاک می کند...من میمانم و خاطراتی از تو ک...

    ادامه مطلب
  • بازخواست..

  • نیلوبلاگ

    روزی که چشم هایم به حرف در آیند ...چه خواهند گفت؟؟ xa0 من چه دارم در جوابش؟... xa0 کم با اون گناه نکرده ام... کم نادیده هارا با او ندیده ام xa0 کم بر سر ناامیدی گریانش نکرده ام xa0 کم غیر او ندیده ام... xa0 خدایا میترسم ... xa0 از آن روز که چشم هایم به زبان آیند.. xa0 کمکم کن تا آنروزدر برابر چشم هایم سربلند باشم xa0 تا آنروز به جای شکوه و گلایه xa0 سپاسگذارم باشند... xa0 تا من آنروز در برابر سکوت بر تشکر چشمانم xa0 تنها لبخند پاسخگویشان باشم xa0 نه شرمندگی... xa0 خد...

    ادامه مطلب
  • خاکسترآرزو..

  • نیلوبلاگ

    سوختم..شکستم.. xa0 چیزی نماند از من.. xa0 جز ناله هایم ...جز هق هق شبانه ام xa0 آه سوختم..دردناک است... xa0 حتی اشک هایم هم نتوانست شعله های این جدایی xa0 را خاموش کند... xa0 هیزوم وجودم سوخت و خاکستر شد xa0 ای نسیم آمدنت xa0 و ای طوفان رفتنت xa0 خاکسترم راباخود نبر..میترسم xa0 میترسم... xa0 گرد خاکسترم برروی عالم بپاشد واین درد xa0 دامانشان را بسوزاند xa0 آری خاکسترم هم درد دارد.. ...

    ادامه مطلب
  • والنتاین من...

  • نیلوبلاگ

    والنتاین من...یک شروع بود... xa0 شروع بی تو بودن xa0 والنتاین من ... درد بود... xa0 دردجدایی xa0 والنتاین من... حسرت بود... xa0 حسرت نداشتنت xa0 والنتاین من... اشک بود... xa0 اشک های راهی کردنت xa0 والنتاین من ...کابوس بود... xa0 کابوس رفتنت xa0 آری... والنتاین من محضر جدایی بود xa0 نه پیوند دوستی ها و وصال xa0 ثبتش کن قاضی اینجا آخر راه هست xa0 شاهد جدایی شب عشق و دوستی ومحبت: xa0 والنتاین من بود... ...

    ادامه مطلب
  • مرگ شیرین

  • نیلوبلاگ

    انقدر فریاد نبودنت را سر داده ام که گلویم زخم شده است.... و تو چه بی رحمانه مرا به نشنیدن گرفته ای... xa0 و من چه احمقانه به انتظارت نشسته ام xa0 خسته ام.... xa0 بغضی که از تو در من به جای مانده است.. xa0 قاتل جانم شده است... xa0 و نفسم را چه ارام از جانم میستاند... xa0 و من چه مرگ شیرینی خواهم داشت .. xa0 وقتی بدانم که بعد مرگم به دیدارم خواهی امد... xa0 کاش برای امدنت زودتر بمیرم!...

    ادامه مطلب