
روزی که چشم هایم به حرف در آیند ...چه خواهند گفت؟؟ xa0 من چه دارم در جوابش؟... xa0 کم با اون گناه نکرده ام... کم نادیده هارا با او ندیده ام xa0 کم بر سر ناامیدی گریانش نکرده ام xa0 کم غیر او ندیده ام... xa0 خدایا میترسم ... xa0 از آن روز که چشم هایم به زبان آیند.. xa0 کمکم کن تا آنروزدر برابر چشم هایم سربلند باشم xa0 تا آنروز به جای شکوه و گلایه xa0 سپاسگذارم باشند... xa0 تا من آنروز در برابر سکوت بر تشکر چشمانم xa0 تنها لبخند پاسخگویشان باشم xa0 نه شرمندگی... xa0 خد...
ادامه مطلب
انقدر فریاد نبودنت را سر داده ام که گلویم زخم شده است.... و تو چه بی رحمانه مرا به نشنیدن گرفته ای... xa0 و من چه احمقانه به انتظارت نشسته ام xa0 خسته ام.... xa0 بغضی که از تو در من به جای مانده است.. xa0 قاتل جانم شده است... xa0 و نفسم را چه ارام از جانم میستاند... xa0 و من چه مرگ شیرینی خواهم داشت .. xa0 وقتی بدانم که بعد مرگم به دیدارم خواهی امد... xa0 کاش برای امدنت زودتر بمیرم!...
ادامه مطلب